اگر تو نباشی
اگر تو نباشی هزار بار گریه هم مرا سبک نمی کند
و ابرهای مهربان هم نمی توانند
غباری را که بر دلم خواهد نشست بشویند
اگر تو نباشی ، چه خواب باشم و چه بیدار
حتم دارم روزگار تکه کاغذیست افتاده
در گوشه خیابانی دراز
خیابانی که پای هیچ عاشقی به ان باز نشده است
اگر تو نباشی ، چه در کنار پنجره بایستم
چه در شبستانی نمور و بی نور بنشینم
اشتیاقی برای دیدن افتاب ندارم
دوری تو را بی تعارف و مبالغه بگویم
حتی به اندازه یک نفس کشیدن تاب ندارم
+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 10:32 توسط مسعود
|