تبليغاتX
اناران

اناران

در شهر هیچ خبری نیست

World is a common name for the sum of human civilization living, specifically human experience, history, or the 'human condition' in general, worldwide, i.e. anywhere on Earth.[2] In a philosophical context, World may refer to the Universe, everything that constitutes reality. Some authors, such as Carl Sagan, use the term worlds to refer to heavenly bodies.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 13:6  توسط   | 

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست


گفت مستی زان سبب افتان و خیزان میروی
گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست


گفت می باید تو را تا خانه قاضی برم
گفت رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست


گفت نزدیک است والی را سرای آنجا شویم
گفت والی از کجا در خانه خمار نیست


گفت تا داروغه را گوییم در مسجد بخواب
گفت مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست


گفت دیناری بده پنهان و خود را وا رهان
گفت کار شرع کار درهم و دینار نیست


گفت از بهر غرامت جامه­ات بیرون کنم
گفت پوسیدست جز نقشی ز پود و تار نیست


گفت آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست


گفت می بسیار خوردی زان چنین بیخود شدی
گفت ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست


گفت باید حد زند هشیار مردم مست را
گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 17:19  توسط   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 1:25  توسط   | 

گرگها خوب بدانند که در این ایل غریب
گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز   
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
توی گهواره ی چوبی پسری هست هنوز
اب اگر نیست نترسید که در قافله مان
دل دریایی و چشمان تری هست هنوز 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 0:18  توسط   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 23:16  توسط   | 

 دوست دارم اشک باشم گوشه چشمت نشینم

تا اگر روزی بیفتم صورت ماهت ببوسم .

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 11:59  توسط   | 

اگر تو نباشی هزار بار گریه هم مرا سبک نمی کند

و ابرهای مهربان هم نمی توانند

 غباری را که بر دلم خواهد نشست بشویند

اگر تو نباشی ، چه خواب باشم و چه بیدار

حتم دارم روزگار تکه کاغذیست افتاده

در گوشه خیابانی دراز

خیابانی که پای هیچ عاشقی به ان باز نشده است

اگر تو نباشی ، چه در کنار پنجره بایستم

چه در شبستانی نمور و بی نور بنشینم

اشتیاقی برای دیدن افتاب ندارم

دوری تو را بی تعارف و مبالغه بگویم

حتی به اندازه یک نفس کشیدن تاب ندارم

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:32  توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 0:12  توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 0:27  توسط   | 

عید بر عاشقان مبارك باد **عاشقان عیدتان مبارك باد

عید ار بوی جان ما دارد **در جهان همچو جان مبارك باد

بر تو ای ماه آسمان و زمین **تا به هفت آسمان مبارك باد

عید آمد به كف نشان وصال **عاشقان این نشان مبارك باد

روزه مگشای جز به قند لبش **قند او در دهان مبارك باد

عید بنوشت بر كنار لبش **كاین می بی‌كران مبارك باد

عید آمد كه ای سبك روحان **رطل‌های گران مبارك باد

چند پنهان خوری صلاح الدین **بوسه‌های نهان مبارك باد

گر نصیبی به من دهی گویم **بر من و بر فلان مبارك باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 0:25  توسط   |